شب نشینی
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/9 | ساعت: 6:15
سلام دوستانِ جان شبتون بخیر فکر کردم که چقدر خوب میشه اگر بعضی شبها یه شبنشینی راه بندازیم و باهم صحبت کنیم.عمومی یا خصوصی حرفای دل بزنیم امشب اولین شبش باشه چطوره؟ از خودم شروع کار کنم، حس میکنم باید کارای تازه انجام بدم،باید تغییر کنم، ابتدا تازه داشته باشم. مثلا، نوشتن رمان یا تعامل بیشتر با شم...
شبِ تابستان، اولین روزِ پائیز...
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/9 | ساعت: 6:15
سلام دوستانِ جانِ من شبِ تابستونیتون بخیر عجب عجلهای داشت این سالِ ۱۴۰۰ که دو فصل ازش گذشت.چقدر شادم از اومدن ماهِ مهر، از مهر و محبت میاد، از تولدم، از عشق و علاقه و وصال... این بار میگم وصال، که همونی بشه که من میخوام. آغاز فصل دلدادگی، دلبستگی، عاشقی، قدم زدن روی برگهای خشک و صدای خشخش که دلِ ...
روز تکرار نشدنی...
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/9 | ساعت: 6:15
سلام شبتون بخیر دوستای بلاگفاییِ من... روز بعد روز تازهیه برای من. اولین بار که قراره برم استودیو، برای تست سری دوم گویندگی، نمیدونم قبول میشم یا نه! نمیدونم چی میشه! اما خوشحالم خوشحالم که دارم تجربش میکنم خوشحالم که دارم امتحانش میکنم خوشحالم یک مرحله پذیرفته شدم. امشب بعد از مدت ها آروم میخوابم. ...
زن
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/9 | ساعت: 6:15
برای یک زن هیچ چیز برتر و زیباتر از این نیست که کسی عمق نگاهش را بخواند که اگر روزی بی حوصله شد بازخواستش نکنند ! همیشه که نباید با موهایی اتو کشیده و صورتی گلگون حاضر شود گاهی دلش سادگی می خواهد دلش می خواهد ساده ترین لباسش را بپوشد به خیابان بزند هوایی تازه کند برای یک زن هیچ چیز برتر و زیباتر از ...
کمی حرف دل❤️
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/9 | ساعت: 6:15
در طول ماه گذشته اتفاقات، دیدارها و صحبتهایی شد که چند پاراگراف حرف دل رو به جا گذاشت!اول، مرگ…چند مرگ بیدلیل، ساده، یکدفعهای و غیرقابل باور از دور و نزدیک به گوشم خورد و من به ثانیهی بعد خودمم شک دارم، امیدوارم این متن به پست شدن برسه… مرگهایی که استوریهای پیجشون هنوز به ۲۴ ساعت نرسیده بود ام...